X
تبلیغات
SHARSAZI MODERN - میدان های شهری

درکی که اکنون از میدان وجود دارد همانی است که در ذهن همگان و به طور یکسان از تقاطع چند خیابان که فضایی در میانه آن برای تفکیک حرکت سواره پدید آمده و با ترکیبی از پوشش گیاهی، آب نما و فواره شکل می گیرد و هیچ ارتباط معقولی با انسان، حرکت انسانی و حضور معنی دار انسان برقرار نمی سازد. میدان بدون حضور موثر و امن انسان و به منظوری معین معنی خارجی ندارد و حضور انسان در این فضای میانی تقاطع ها نه دارای معنی است، نه موثر است و نه امن.

میدان بر حسب ضرورت های مکانی و زمانی نقش و عملکرد های مختلفی به خود گرفته است. گاهی به صورت مکانی برای عرضه کالا بوده و زمانی فضایی حکومتی و دیوانی و یا مذهبی داشته است و در دوران معاصر بسیاری از عملکرد های کلاسیک آن به بنا ها منتقل شده است و به علت وضیعت و موقعیت فعلی، نمی توان عملکرد های گوناگون اجتماعی دوران گذشته را از آن انتظار داشت.

آنچه امروزه در مورد میدان های شهری مطرح است چگونگی فرم، نوع استفاده و پیوند آنها با بافت شهری است؛ در حالی که اکثر میدان های نوساز شهری در ایران فاقد طراحی صحیح برای این ویژگی ها است و تنها از جنبه معماری قابل بررسی است و بیشتر، محوطه ای است که به آن میدان اطلاق می شود و در عمل به اشغال وسایل نقلیه درآمده و به کلی تغییر شکل یافته است. برای میدان ویژگی ها و تعاریف مختلفی را می توان مطرح کرد که در زیر به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم:

- میدان فضایی است با سه بعد کاملا مشخص، دارای محدوده ای معین به داخل و خارج، که کف و بدنه آن از معماری تعریف شده ای برخوردار است. گرچه میدان های جدید و مهمی نیز وجود دارند که فضای شان جزء به جزء طراحی شده ولی دارای بدنه مشخصی نیستند.

- میدان فضایی است عمومی و قابل استفاده برای همگان و این وجه تمایزی است بین یک میدان و فضای باز و اختصاصی یک بنای مسکونی.

- میدان شهری مسقف نیست و همین مورد سالن های بزرگ و مسقف (پاساژ ها) را از آن متمایز کرده است.

- غالبا میدان شهری فضایی است، با سوابق ویژه تاریخی، یادبودها و آثاری از رخدادهای دوران گذشته شهر که چون خاطره ای محترم و مشترک برای شهروندان محسوب می شود.

- میدان، اگر کیفیت اقامت و گذراندن اوقات فراغت در آن مطلوب باشد، با اتبوه جمعیت، آمد و شد مداوم مواجه می شود، که دال بر جاذبه و کشش آن است؛ چنین میدانی از میدان های مورد علاقه مردم خواهد بود.

از دیر باز تاکنون بین طرفداران دو دیدگاه متضاد درباره شهرسازی، بحثی در گرفته است که هنوز نیز ادامه دارد: گروهی از شهرسازان اولویت را به جنبه های هنری شهرسازی داده و بیشتر بر روی فضاهای شهری تاکید می کنند، دسته دیگری اولویت را به جنبه های اجتماعی داده و بیشتر عملکرد فضا را مد نظر دارند. گرچه تاکنون اصول و قوانین بسیاری برای شهرسازی تدوین و تصویب شده و به اجرا در آمده است ولی این قوانین تا کنون نتوانسته است از ساختههای ناهنجار و بی قاعده در شهر ها جلوگیری کند. عکس العملی که در مقابل این ناهنجاری ها مشاهده می شود، نمایاگر علاقمندی بیشتر به فضاهای شهری و بازگشت به ایده ها هنری در شهرسازی است.

اینک با توجه به افزایش اوقات فراغت، فرصت مناسبی به دست آمده است تا با نوسازی میدان های قدیمی و احداث میدان های جدید امکانات مطلوبی برای گذران اوقات فراغت به شهروندان داده شود. نکته مهم اینکه آیا در طرحی که ارایه می شود انتظارها و سلیقه های گروهی مختلف مردم به اندازه کافی رعایت می شود یا خیر؟ و در همین جا تفاوت آشکار بین معماری و طراحی شهری و سایر هنرها به طور مشخص روشن می شود؛ زیرا برای مردم میدان شهری فضایی است که از آن استفاده های مختلفی می شود و این قابلیت در استفاده روزانه مردم از آن مشخص خواهد شد.

امروزه در شهرهای ما میادینی طراحی شده که بر گرفته از ذوق معماری و ابتکارات شهرسازی و معماری داخلی نیست.

این فضاها بدون توجه به فرهنگ ساکنان شهرها و همچنین نیازهای فوری و روزمره شان طراحی می شود و صرفا جنبه صوری و زیبایی ظاهری دارد. از این رو باید به اهمیت میدان ها و میزان تاثیر فضایی آنها در شهرها و همچنین رابطه آن با هویت ساکنان این شهرها بیشتر توجه کرد. یکی از ابتدایی ترین روش های طبقه بندی فضاهای عمومی شهری تقسیم آن به ۲ بخش اصلی فضاهای حرکت و فضاهای مکث است. در این روش فضاهای حرکت معبر و فضاهای مکث استقرار میدان نامیده می شود. یکی از عوامل کیفی شهرهای ما ایجاد آرامش در آنهاست که طراحی فضاهای شهری می تواند پیام آور این موضوع باشد. البته توجه به این نکته ضروری است که آنچه در میدان شرقی ایرانی اهمیت داشته کاربرد اجتماعی- اقتصادی آن است که به مراتب بیشتر از کاربرد دسترسی بوده است; اما امروزه به علت دوری و بی توجهی به سبک های ایرانی - اسلامی سبک های اصیل ایرانی در طراحی ها، به ویژه طراحی میدان شهری کمرنگ شده است. از این رو این سوال همواره مطرح است که طراحی میدان شهری باید چگونه باشد؟ یک میدان چه نقشی در شهر ایفا می کند؟آیا صرف زیبایی کافی است؟ آیا میدان ها باید به اشکال زیبایی مزین شوند؟ نقش میدان از نظر هویت بخشی به شهرها چگونه است؟ میدان های شهری در تامین آرامش روحی و روانی شهروندان چه نقشی ایفا می کنند؟

طراحی میدان ها، موضوع پیچیده ای است که بی توجهی به آن و توجه به قضایای صوری و ظاهری می تواند ما را از نظر شناخت نقش و اهمیت میدان ها باز دارد. میدان ها باید به گونه ای طراحی شوند که علاوه بر نشان دادن هویت شهر، کالبد وجودی سالیان دراز شهرها را نیز به نمایش بگذارند. از این رو شهر خوب باید دارای ساختارهای مطلوب نیز باشد. آلدورسی نیز مانند کریر با نگاه راسونالیست و کلاسیسیزم عقیده دارد کیفیت شهر به کیفیت کوچه و میدان ها بستگی دارد و شهر مطلوب، اجتماع ساختمان های مطلوب است نه میادین بی روح و بی هویت که زیبایی شهرها را به شکل صوری تضمین می کند. برای طراحی فضاهای عمومی میدان ها باید به تاثیر آنها بر شهر توجه لازم و کافی شود. به منظور درک اهمیت طراحی نقش میدان ها در شهرها میدان ها را از جنبه های مختلف بررسی می کنیم تا جایگاه نقش میدان ها در شهرهای ایرانی بیشتر نمایان شود.

از لحاظ آموزشی نقش میدان ها ظاهرا زیاد نمایان نیست. اما اگر طراحی میدان ها با فرهنگ ساکنان شهرها و پیشینه شهرها مغایرت نداشته باشد یا در طراحی از جنبه های فرهنگی ساکنان شهرها استفاده شود می توان آموزش های زیادی را به افراد جامعه داد. از این رو از منظر آموزشی نقش میدان ها غیرقابل انکار است.میزان تاثیرگذاری میدانی با تندیس یکی از بزرگان اهل علم و ادب مانند سهروردی و یک میدان با درخت نخل یا سنگ های تزئینی به یک اندازه نخواهد بود. بر این مبنا پرداختن به زیبایی ساختمان یک میدان کافی نیست بلکه باید جنبه های مختلف در طراحی یک میدان منظور نظر قرار گیرد.

شهری که دارای پشتوانه تاریخی و فرهنگی طولانی است، اما میدان های ایجاد شده در آن چیزی از هویت کالبدی شهر و آموزش و فراگیری تاریخچه شهر به نمایش نمی گذارد، یعنی فواصلی بین گذشته و امروز در شهر وجود دارد که شهر را از پشتوانه خود دور کرده و شکل بی روحی را به شهر بخشیده است. هر میدان یک فضای موقتی و دنیوی و یک پدیده کالبدی و اجتماعی است. به عقیده آلدروسی با وجود مسائل مختلف در طراحی میدان ها یک میدان باید در خور هویت یک شهر ساخته شود و یک شهر خوب باید از ساختارهای خوبی نیز برخوردار باشد. از این رو در ایجاد میدان ها باید از هنر معماری به نحو خوب بهره گرفت و با ادغام گذشته و امروز طرحی نو در خور یک شهر ارائه کرد که هویت خاص شهر را به نمایش گذارد که هم نشانگر ساختار خوب و با کیفیت برای شهر و هم نمایشگر علت وجودی یک شهر باشد اما متاسفانه امروزه در طراحی میدان ها به موارد اساسی توجه نمی شود.

● موقعیت میدان نسبت به راه های منتهی به آن

الف ) میدان در محل تقاطع راه ها

بسیاری از میدان های عمومی، محله ای ، ارتباطی و برخی از سایر میدان ها در محل تقاطع راه های شهری ، ناحیه ای و محله ای پدید می آمدند . نقش و کارکرد اولیه و مهم این نوع میدان ها ، جنبه ارتباطی داشت . در حالتی که میدان پیش از یک طرح فکر شده ، در محل تقاطع راه ها پدید می آمد ، معمولاً ترکیب هندسی محل های اتصال راه ها به میدان ، تابع نظم و الگوی سازمان یافته ای نبود . اما در صورتی که یک میدان را که نخست طراحی و سپس احداث می کردند ، اگر امکان سامان دادن محل ورود همه راه ها به میدان وجود نداشت ، سعی می کردند که محل ورود حداقل یک یا چند راه مهم را در مکان های هندسی خاص و نقاط عطف میدان قرار دهند . میدان نقش جهان اصفهان چنین وضعی دارد ، به این ترتیب که دهانه بازار را روی محور طولی و در وسط شمالی میدان و رو به روی مسجد جامع عباسی طراحی و احداث کرده اند ، در حالی که بقیه راه ها در مکان های فرعی تر به میدان متصل شده اند

ب ) میدان در کنار راه

برخی از میدان ها در کنار راه های مهم شهری پدید می آمدند . در این صورت سه حالت وجود داشت . نخست اینکه میدان در جبهه متصل به راه دارای یک حصار بود که فضای آن را از فضای راه متمایز می کرد و تنها توسط یک یا چند فضای ورودی ، امکان دسترسی به آن وجود داشت ، مانند میدان مشق تهران که در کنار خیابان سپه ( امام خمینی ) قرار داشت . دوم حالتی بود که میدان توسط عناصری غیر معمارانه یا معمارانه از راه متمایز می شد ، اما در طول راه امکان دید به آن کم و بیش وجود داشت و دسترسی به آن نیز از نقاط مختلف و متعدد مسیر بود ، مانند میدان گنجعلی خان کرمان که فضای آن توسط جرزها و طاق های متعدد از فضای بازار کنار آن متمایز شده است . در حالت سوم ، راه از درون فضای میدان عبور می کرد و فضای آن ، جزیی از فضای میدان محسوب می شد . بسیاری از میدانچه های محله ای ( مانند میدانچه یا حسینیه سنگ در نایین ) و بعضی از سایر انواع میدان ها چنین وضعی داشتند .

ج ) میدان در امتداد راه

بسیاری از انواع میدان ها به گونه ای در امتداد مسیر راه ها قرار داشتند که راه مکانی واقع در یکی از اضلاع میدان به آن منتهی و از مکانی واقع در ضلعی دیگر از آن منشعب می شد . نحوه اتصال و انشعاب را به میدان نسبت به اضلاع و محورهای آن دارای دو حالت بود . در حالت اول ، راه در امتداد محوری مستقیم که به موازات دو ضلع و عمود بر اضلاع دیگر از میدان عبور می کرد . در بعضی موارد این محور از وسط اضلاع میدان می گذشت ، مانند میدان ارگ در تهران قدیم که راهی در امتداد محور شمالی ـ جنوبی از وسط آن می گذشت . در حالت دوم ، راه در امتداد محوری که با هیچ کدام از اضلاع میدان موازی نبود ، یعنی به صورت مورب ، از میدان عبور می کرد .

الف) شکلهای منظم

بسیاری از میدان های حکومتی ، نظامی و محله ای و بعضی از میدان های تجاری درون شهری دارای زمینی هندسی شکل بودند که بیشتر آنها مستطیل و در مواردی مربع بود . قابل ذکر است که همه میدان هایی که ابتدا طراحی و سپس احداث می شدند کم و بیش دارای زمینی هندسی شکل و منظم بوده اند . همچنین بسیاری از میدان هایی که به تدریج ساخته می شدند ، از شکلی کم و بیش منظم و هندسی برخوردار می شدند شکل دایره که امروزه برای بیشتر میدان های ارتباطی شهرها مورد استفاده قرار می گیرد ، ناشی از نحوه کارکرد و حرکت اتومبیل است و در گذشته بندرت برای میدان کاربر می یافت .

ب ) شکلهای غیر منظم

بعضی از انواع میدان ها مانند میدان های تجاری و به خصوص میدان های برون شهری مانند میدان های اسب و کاه و غیره فاقد زمینی هندسی شکل و حتی گاه فاقد ابعاد معین بودند . در بعضی از موارد یک یا چند جبهه از این گونه میدان ها توسط عوارض و پدیده های طبیعی یا فضاهای ساخته شده از میدان محدود می شد .

▪ خصوصیات حجمی فضای باز

الف ) محصور

بیشتر میدان های شهری توسط فضاها ، عناصر و احجامی که در پیرامونشان قرار داشتند ، محصور می شدند . البته حد محصور بودن و تناسبات فضایی انواع آنها با یکدیگر متفاوت بود چنان که میدان های عمومی ، حکومتی و نظامی بسیار وسیع و دارای یک مقیاس اجتماعی و متناسب با تجمع افراد زیاد بودند ، در حالی که میدان های ناحیه ای و محله ای کوچکتر و فضای آنها محصورتر بود ( در بعضی از موارد به علت ابعاد کوچک این میدان ها ، آنها را میدانچه می نامیدند.

ب ) نیمه محصور

بعضی از میدان های شهری که به تدیج شکل گرفته بودند غالباً در مراحل نخستین شکل گیری خود در یک یا چند جبهه فاقد بدنه یا فضاهای جانبی بودند . همچنین برخی از میدان های نظامی و میدان های ورزشی به خصوص میدان های نظامی و ورزشی تنها در یک یا دو جبهه دارای حجم یا بدنه ساخته شده و در نتیجه نیمه محصور بودند .

ج ) نامحصور

بیشتر میدان های برون شهری از جمله میدان های تجاری فاقد حصار و سطوح جانبی ساخته شده بودند . میدان گل فروش ها در حوالی میدان خراسان تهران که اکنون نیز دایر است ، نمونه خوبی از این گونه میدان هاست . البته این مکان در گذشته خارج از محدوده شهر قرار داشته و محوطه آن تاکنون استعداد کافی برای پذیرش سایر عملکردهای شهری را نداشته است ، هر چند که در اثر تحولاتی که درآن نواحی پدید آمده ، ممکن است در آینده نزدیک فعالیت های دیگری در آنجا جایگزین فعالیت کنونی آن شود .

▪ خصوصیات فضاهای ساخته شده پیرامون میدان

الف ) وابسته و متعلق به میدان

پیرامون همه میدان هایی که پس از طراحی ساخته می شدند ، کم و بیش بناها و فضاهایی با کارکردی متناسب با نقش کارکردی میدان و همزمان با آن ساخته می شد و به این ترتیب پیرامون میدان بناهایی قرار می گرفت که از نظر کارکردی و کالبدی وابسته و متعلق به میدان بود . میدان نقش جهان اصفهان ، میدان گنجعلیخان کرمان و میدان توپخانه تهران ( با خصوصیات کالبدی دوره قاجار ) از این نوع میدان ها به شمار می آیند .

ب ) مستقل از میدان

چنان که گفته شد بیشتر میدان های برون شهری حصار یا فضای ساخته شده طراحی شده و معمارانه نداشتند . علاوه بر این ، بعضی از میدان ها و از جمله میدانچه های شهری فاقد فضای ساخته شده ای بودند که وابسته و متعلق به میدان باشد ، بلکه فضای باز این میدان ها توسط بناها و فضاهای متعدد و مستقل پیرامونشان که در زمان های مختلف ساخته شده بودند احاطه شده بود ، میدان کهنه ( سبز میدان ) اصفهان و برخی دیگر از سبزه میدان ها در سایر شهرها و بسیاری از میدانچه های محله ای در بیشتر شهرهای قدیمی از این گونه بوده اند.

▪ خصوصیات معماری سطوح جانبی

الف ) طراحی شده

همه میدان هایی که فضاهای ساخته شده پیرامون آنها همزمان با فضای باز و در پیوند با آن طراحی و سپس ساخته می شدند ، دارای سطوح جانبی طراحی شده بودند . زیرا همواره همه سطوحی را که به سمت فضای باز میدان قرار داشتند هماهنگ و متناسب با هم طراحی می کردند . در نتیجه چهار جبهه فضای باز این گونه میدان ها را سطوح طراحی شده و هماهنگ با یکدیگر فراگرفته بود .

سطوح جانبی برخی از میدان های فاقد فضای طراحی شده وابسته به میدان آن را توسط پوسته ای معمارانه به گونه ای می پوشاندند که میدان دارای سطوح جانبی طراحی شده می گردند و به این ترتیب نمای خارجی فضاهای مستقل پیرامون میان را با یکدیگر هماهنگ می کردند . این پوسته و بدنه در مواردی تنها شامل یک دیوار و سطح طراحی شده ، و سایر موارد شامل یک فضای کم عمق طراحی شده مانند یک ردیف رواق و ایوان می شد که پیرامون فضای باز را فرا می گرفت .

بسیاری از میدانچه های محله ای دارای چنین خصوصیتی بودند ، زیرا بیشتر آنها در یک یا چند جبهه توسط فضاهای متعلق به واحدهای مسکونی ، که فاقد نمای خارجی طراحی شده بودند ، محصور می شدند .

ب) طراحی نشده

سطوح جانبی میدانچه ها که فضای باز آنها بین واحدها و فضاهای کالبدی متعدد و مستقل از یکدیگر محصور شده بود ، متشکل از نماهایی ناهماهنگ و طراحی نشده می گردید ، زیرا بیشتر واحدهای معماری و شهری در بسیاری از شهرهای تاریخی و بافتهای قدیمی ، فاقد نماهای طراحی شده در همه سطوح خارجی بودند

● پوشش

الف ) باز

بیشتر میدان های شهری ، ناحیه ای و محله ای سرباز و بدون پوشش ( سقف ) بودند اما برخی از فعالیت های واقع در این میدان ها که به فضای سرپوشیده نیاز داشتند مانند بعضی از خرده فروشی هایی که کالای خود را در یک فضای موقت اما سرپوشیده عرضه می کردند ، با بر پا کردن چادر یا سایر سازه های سبک ، فضایی سرپوشیده برای خود ایجاد می کردند . علاوه براین در هنگام برگزاری بعضی از مراسم و تشریفات عمومی و رسمی در میدان های بزرگ ، بخشی از فضای میدان را که محل استقرار بزرگان بود ، توسط چادر و سایر سازه ها سرپوشیده می کردند . همچنین بالای معدودی از میدانچه های محله ای موسوم به حسینیه یا تکیه را نیز در هنگام برگزاری مراسم عزاداری و تعزیه در ماه مبارک رمضان و ماه محرم با چادر و مانند آن می پوشاندند .

ب ) سرپوشیده

برخی از میدانچه ها را که در امتداد مسیر بازار یا راه های پرتردد قرار داشتند ، مانند تکیه ( میدانچه ) تجریش ، تکیه پهنه سمنان ، سرپوشیده می ساختند . فضای باز بعضی از این گونه میدانچه ها ، محل استقرار فروشندگان دوره گرد و خرده فروشان می شد و در صورتی که حجره هایی پیرامون آنها وجود داشت ، به فضاهای تجاری تبدیل می گردید .

ج ) دارای فضاهای سرپوشیده

بعضی از میدان ها به خصوص میدانچه های محله ای در پیرامون فضای باز دارای فضاهای سرپوشیده ای بودند که در موقع برگزاری مراسم ، مردم در آن ها مستقر می شدند و به تماشای مراسم می پرداختند . بیشتر این فضاها به صورت ایوان هایی بودند که پیرامون فضای باز میدان ساخته می شدند . در برخی موارد در امتداد محورهای تقارن فضای باز میدان ، ایوان و شاه نشین هایی که می ساختند که محل استقرار بزرگان شهر یا محله بود فضای ساخته شده پیرامون بعضی از این میدان ها دو طبقه بودند . در این حالت ، معمولاً در طبقه دوم رواقهایی می ساختند که در هنگام تجمع ، محل استقرار زنان بود.

میدان نمادی از رشد و شکوفایی فرهنگ و هویت کالبدی هر محل و مکان و ساکنان ان جاست.میدان باید طوری باشد که جلب توجه کند و اسایش و ارامش و حس تعمق پذیری به ساکنان و بینندگان بدهد.در واقع میدان باید بتواند خاطره انگیزی کند.میدان باید حضور فعال و گسترده مردم را در خودش تامین کند و نه اینکه فقط جنبه عبور ترافیک را داشته باشد.اگر میدانی نتواند با مردم ارتباط برقرار کند و برای مردم فقط مکانی برای گذر موتوری باشد فلکه ای بیش نیست مثل میدان حر تهران.

باید در طراحی هر میدان نظرسنجی وسیعی از ساکنان و عمده استفاده کنندگان ان محل به عمل اید.چون میدان را برای مردم می سازند و این مردم هستند که از ان استفاده می کنند پس باید به گونه ای باشد که بتواند حضور گسترده و فعال مردم را فراهم کند.میدان در واقع فضایی شهری برای مردم ان جاست پس باید برای انان قابل ارزش باشد.

تحولات مثبت در بدنه شهری سبب تحول اقتصادی و روانی ان مکان خواهد شد این یک اصل بارز در جامعه شناسی شهر است.

محلات شهری دارای روحی یک پارچه با مردم است و ساخت و تغییر یک میدان روح و حس فضای ان محل را تغییر می دهد.میدان ماهیت خود را در کنار مردم و حضور در جمع می یابد و تبدیل به نمادی با وجودیت می شود.باید المانهای شهری در ارتباط تعاملی با مردم قرار گیرند و میادین یکی از بهترین المانهاست.تغییر و شکل دهی میادین نقش موثری در تحولات سایر اندام های شهری دارد.

هر شهرداری نخستین اقدامات خود را در میدان ها پیاده می کند چرا که میدان های شهر خیلی سریع دیده می شوند اما همه شهروندان با میدان های شهر به عنوان یک پروزه عمرانی برخورد می کنند.بعضی از پروزهای سازمان زیبا سازی مثل طرح میدان انقلاب طرحی است که هیچ یک از معیارهای شهر سازی و معماری در ان رعایت نشده است.ساخت یک زیر گذر توسط یک مشاور تهیه نشده و هیچ یک از معیارهای اصولی در ان رعایت نشده است.

ساخت میدان به عنوان عناصر هویت بخشی شهر مهم است. میدانهای کنونی نه دارای جنبه زیبایی شهرسازی و نه دارای اصول زیبایی معماری است و بدون ارتباط با فرهنگ ان محل و شهر برای رفع نیاز فوری ترافیکی سواره طراحی و ساخته می شود.میدان در ارتباط با هویت ساکنان شهر است.در میدانهای ایرانی به جنبه اقتصادی و اجتماعی بیشتر از کاربرد دسترسی اهمیت می دهند.الان در طراحی میدانه به سبک های اصیل طراحی ایرانی اهمیت نمی دهند.طراحی یک میدان باید طوری باشد که هم هویت و هم سیر کالبدی ان شهر و محل را نشان می دهد. کیفیت یک شهر به کیفیت میدانها و کوچه های ان شهر وابسته است. یک میدان باید نمایشگر علت وجودی ان شهر و سیر کالبدی و تاریخی ان هم باشد.نمای یک میدان باید دارای مفهوم باشد و همین طور نام میدان باید با خود میدان هم خوانی داشته باشد.

اگر یک میدان واقعا به طور اصولی ساخته شود ترافیک شهر را کم می کند.میدان یک فضای شهری قابل استفاده برای عابران پیاده و خودروها و تلطیف کننده فضاست.نور افکنی میدان نباید برای دید رانندگان مشکل ایجاد کند.از این رو این سوال مهواره مطرح است که طراحی میدان شهری باید چگونه باشد؟یک میدان چه نقشی در شهر ایجاد می کند؟ایا صرف زیبایی کافی است؟ایا میدان ها باید به اشکال زیبایی مزین شوند؟نقش میدان از نظر هویت بخشی به شهرها چگونه است؟میدان های شهری در تامین ارامش روحی و روانی شهروندان چه نقشی ایفا می کنند؟

● بازآرایی میدان های شهری

به‌رغم وجود خاطره نوستالژیک فضاهای مردمی شهرها و روستا‌های قدیمی، اغلب شهرهای امروزی فاقد فضاهایی همچون میدان شهری هستند. البته نگاهی به تاریخ شهرها این نکته را بر ما آشکار می‌کند که برخی شهرهای تاریخی سابقه میدان‌های شهری دارند، اما بی‌توجهی به این میراث عظیم طی دهه‌های گذشته، موجب از بین رفتن این فضاهای پررونق و سرزنده شهری شده است. چرا که آنها لزوما مکان‌هایی با مراجعه‌کنندگان خاص نبوده؛ بلکه محلی برای برخورد و رویارویی روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهروندان بودند. عدم حفاظت صحیح، برچیدن فعالیت‌های عمومی از میدان‌ها و تسلط کامل اتومبیل بر فضای این میدان‌ها، سبب رکود و از بین رفتن نقش اصلی این فضاهای شهری در ایجاد شور و نشاط اجتماعی و رونق اقتصادی شهرها شده بود...

خوشبختانه، در تحولات و گرایش‌های اخیر شهرسازی، نشانه‌های زیادی از توجه به فضاهای شهری و احیا میدان‌های شهری به چشم می‌خورد. چرا که مسئولان شهری، برنامه‌ریزان، طراحان شهری و همچنین خود شهروندان به این نتیجه رسیده‌اند که بازآرایی فضاهای عمومی و میدان‌های شهری، علاوه بر منافع اقتصادی، در سرزندگی و رونق فعالیت‌های عمومی و نیز افزایش شور و نشاط شهروندان موثر خواهد بود.

● نگاهی به چند میدان شهری

▪ میدان Pioneer Courthouse، پورتلند، ایالت اورگان

این میدان به عنوان پیشگام میادین شهری در امریکا شناخته می‌شود و همه ساله صحنه بیش از ۳۰۰ مورد رویداد مردمی است. این میدان با قابلیت دسترسی آسان از طریق قطارشهری و تراموا، محل گذران و زندگی روزانه هزاران نفر از اهالی پورتلند است.

▪ میدان وحدت (Union Square)، سانفرانسیسکو

میدان وحدت که در مرکز شهر سانفرانسیسکو واقع است و به مرور زمان و در اثر بی‌توجهی، فراموش شده و به فضایی راکد تبدیل شده بود، با طراحی مجدد و بازآرایی فضایی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرفت، شکوه و رونق تازه‌ای یافته است. این میدان قبلا از فضاهای مجاور خود جدا بود ولی اکنون با قرار دادن پله‌هایی در اطراف میدان، ضمن برقراری ارتباط با فضاهای مجاور، سرزندگی خاصی نیز یافته است.

این میدان بدلیل موقعیت و ویژگی‌های منحصربفرد خود، به‌عنوان یکی از مراکز فعال سان‌فرانسیسکو؛ هتل‌ها، فروشگاه‌های بزرگ و تئاترهای اطراف را نیز تحت‌الشعاع خود قرار داده است. نحوه مدیریت و برنامه‌ریزی برای میدان؛ همانند برگزاری رویدادهای مردمی از جمله عوامل موثر در موفقیت این میدان به‌شمار می‌رود.

▪ میدان del Duomo، میلان

این میدان شاید تنها میدان شهر میلان باشد که تصویر آن در ذهن گردشگران این شهر باقی می‌ماند. این میدان سرزنده، از سه طرف توسط گذرگاه‌های سرپوشیده مردمی و مغازه‌ها و از سوی دیگر به‌وسیله کلیسای تاریخی متعلق به قرن دوازدهم، احاطه شده است. پله‌های مقابل کلیسا فضای بسیار مناسبی برای نشستن و ملاقات مردمی ایجاد نموده است. فضای وسیعی که مقابل کلیسا قرار دارد امکان تجمع فروشندگان را می‌دهد. همچنین کبوتران میدان که منتظر گرفتن غذا از دستان توریست‌ها هستند، نیز منظره بدیعی را در میدان به‌وجود می‌آورد برنامه‌ریزی این میدان به‌گونه‌ای است که هیچ‌گاه از شور و حال میدان کاسته نمی‌شود و این میدان یکی از نادر مکان‌های موفق در طول سال می‌باشد. به این معنی که همزمان با تغییر فصل، در برنامه‌ریزی رویدادهای جاری در میدان نیز تغییراتی لحاظ می‌شود. به‌عنوان مثال؛ اجرای موسیقی مذهبی مقابل فضای کلیسا، آرایش فضای میدان و قراردادن یک درخت کریسمس بزرگ در مرکز، از برنامه‌های میدان در فصل کریسمس می‌باشد. همچنین پیش‌بینی محلی برای اسکیت روی یخ در فصل یخبندان، حضور مردم در هوای سرد ماه دسامبر را در این میدان تضمین می‌کند.

 

● اصول میدان‌های بزرگ شهری

۱) درون و برون میدان

همچنان‌که خیابان‌ها و پیاده‌روهای اطراف یک میدان، تاثیر زیادی بر میزان دسترسی و کاربری آن دارند، ساختمان‌های پیرامون میدان نیز به همان اندازه تاثیرگذار هستند. تصور کنید یک کتابخانه عمومی در یک ضلع میدان قرار دارد به طوری که درب‌های کتابخانه به داخل میدان باز می‌شوند؛ مردم در محوطه کتابخانه (میدان) و روی پله‌ها نشسته و مطالعه می‌کنند و همچنین اتاق مطالعه بچه‌ها می‌تواند ارتباط مستقیمی با فضای میدان داشته باشد. این ساختمان حتی می‌تواند یک کتابفروشی، یک کافه یا ... نیز باشد. بنابراین لازمه فعال و سرزنده بودن فضای درونی یک میدان، صمیمی و پرجنب و جوش بودن فضای بیرونی میدان است.

۲) ایجاد جذابیت و انگیزه برای حضور مردم

هر میدان شهری بزرگ، مکان‌های متنوعی درون خود دارد که می‌توانند ایجاد انگیزه و کشش کنند. این جاذبه مکانی می‌تواند از هر نوعی باشد؛ کافه‌های روباز، آبنماها، مجسمه یا حتی یک رویداد که در میدان رخ می‌دهد. ضرورتی ندارد رویدادها و جذابیت‌ها در مقیاسی بزرگ باشند، در حقیقت، برخی از بهترین میدان‌های شهری جاذبه‌های متعدد کوچکی در خود دارند که موجب سرزندگی و رونق میدان و گذران زندگی مردم در طول روز می‌شود.

۳) ترافیک عبوری و پیاده

از جمله عوامل توفیق میدان‌ها، سهولت دسترسی به آنها است. بهترین میدان‌ها در جهان همیشه آنهایی هستند که به‌ آسانی و حتی پیاده نیز قابل دسترسی می‌باشند. خیابان‌های اطراف باریک و ترافیکی عبوری آرامی دارند. محل‌های عبور عابران پیاده کاملا مشخص هستند و نورها برای عابران پیاده و نه وسایل نقلیه تنظیم شده‌اند. درواقع، میدانی که توسط خطوط پرسرعت ترافیکی احاطه شود، از مسیرهای پیاده جدا شده و از ویژگی اساسی حضور دائم انسان محروم می‌شود.

۴) طراحی انعطاف‌پذیر

همانند هر فضای عمومی خوب، استفاده از فضای میدان در طی روزها، هفته‌ها و سال‌ها تغییر می‌کند. با وجود این، تعداد خیلی کمی از انواع میدان‌ها طوری طراحی می‌شوند که قابلیت انعطاف‌پذیری در زمان‌های مختلف را داشته باشند. از این‌رو گاه مسئولان مجبور به تغییر فضای میدان می‌شوند. رعایت برخی نکات مربوط به شرایط زمانی به‌خصوص فصل‌ها در طراحی و اینکه چه عناصر و المان‌هایی در کدام فصل از سال سبب ایجاد هدف و انگیزه در شهروندان برای حضور در فضای میدان خواهند شد، سبب رونق و کارآمدی بیشتر میدان در تمام مدت سال خواهد بود.

۵) مدیریت: عمده‌ترین رویکرد

سیالیت و تغییر درفضای میدان از عواملی هستند که سبب می‌شوند مردم به دفعات به آن محل مراجعه کنند. یکی از روش‌های تحقق چنین اهدافی، به کارگیری مدیریتی است که مهم‌ترین رویکرد آن افزایش سرزندگی و حضور مردم در میدان است. یک مدیریت کارآمد، با آگاهی از روش‌های ایجاد احساس آرامش و امنیت در میدان و همچنین ثبات و نگهداری آن در جهت رسیدن به این اهداف کوشش می‌کند.

۶) ایجاد تصویر ذهنی و هویت

از نظر تاریخی، میدان‌ها کانون‌های اصلی اجتماعات مردمی بوده و حتی گاهی وجود یک میدان در شهر، هویتی خاص به آن شهر داده است. عناصر و المان‌های موجود در میدان، از عوامل ماندگاری موثر در تثبیت تصویر شهر در یادها هستند. امروزه خلق یک میدان که هویت خاصی به شهر ببخشد، چالشی عظیم به حساب می‌آید. این چالش زمانی محتوم خواهد بود که میدان‌های بزرگ شهری دوباره احیا شوند.

یک میدان شهری خوب علاوه بر شش اصول مطرح شده باید دارای موارد زیر نیز باشد:

۱) ایجاد دسترسی محلی برای ماشینها

یعنی هر میدان حداقل محل برخورد چهار خیابان است و اطراف هر میدان دارای کاربری های متفاوتی هستیم که سبب توقف و مکث و در نتیجه پارک حاشیه ای می شود. که به نوع خود سبب ایجاد نوعی ترافیک شده و از ارامش میدان می کاهد مثل میدان انقلاب تهران.که افراد و فقط سعی به فرار از ان جا دارند.اگر بتوان در اطراف میدان دسترسی محلی بسازیم از شدت ترافیک در میدان می کاهیم و سبب از بین رفتن پارک حاشیه ای شده و جریان حرکت ترافیک را روان کرده و از سوئی ارامش نسبی نصیب میدان می شود.

۲) اگر بخواهیم میدان را به مکانی تبدیل کنیم که برای مردم خاطره انگیز باشد و جذابیت لازم را به همراه بیاورد و مکانی باشد که هویت هر شهر را نشان دهد می توانیم از بازارههای محلی و سنتی بهره ببریم.اگر در میدان مرکزی هر شهری بازار سنتی و محلی ان را قرار بدهیم سبب رونق اقتصادی محل جذب توریست و ایجاد ارامش و جذابیت برای مردم و محل می شود.

۳) می توان یک شرط دیگر را هم برای ساختن یک میدان خوب و با قابلیت های لازم و مهم را هم بگوئیم و ان هم دسترسی اسان به داخل میدان است. ما می توانیم میدان را مکانی فقط برای پیاده در نظر بگیریم و دسترسی مناسب و اسان برای کاربری و خیابان های اطراف ان فراهم کنیم که سبب خاطره انگیزی میدان شده و از سوئی می توانیم این دسترسی را با قرار دادن پله ها و یا مسیری گذری از داخل فضاهای سبز باشد.

۴) می توان برای ایجاد تصویر ذهنی و جذابیت و انعطاف پذیری در میدانها از اجرای برنامه های متغییر در فصول متفاوت سال استفاده کرد و ان هم اجرای برنامه های متفاوت در میدان است.مثلا برگزاری مراسم عید نوروز به صورت همگانی در میدان اصلی هر شهر یا اجرای مراسم مذهبی و ........

۵) اگر بتوان یک میدان را با فضاهای مجاور ارتباط دهیم سبب ایجاد جذابییت.زیبایی.خاطره انگیزی و ...... یک میدان می شود.

این مواردی که گفتم ایدههایی تازه بود که از دید و بصر خودم مطرح نموده ام.

● اینجافلکه ‌است ‌یا میدان؟

میدان یک فضای شهری است . یک فضای ایستا و یک گره ،نه گره ترافیکی و اتومبیلی بلکه یک گره مردمی با مشخصات ،هویت و عملکردهای خاص خود، مانند میدان توپخانه که زمانی کارکرد نظامی داشته یا همین میدان فرحزاد که توده های آن عملکرد اقتصادی و اجتماعی دارد، اصولا در میدان بحث کنترل ترافیک مطرح نیست.

اگر این تعریف اصولی میدان است پس چطور فضاهایی که وسطشان هم تابلویی همچون مهر تایید کوبیده شده این میدان فلان است ،هیچ یک از این مشخصه ها را ندارد؟میدان فرهنگ و بوستان و صنعت که گره مردمی ندارند و اصولا جداره های آن خبری از مراکز فرهنگی و اجتماعی و غیره نیست ،تمامش گره ترافیکی و ماشینی است.پس نام واقعی این فضاها چیست؟میدان یا چیز دیگری؟

بهروز جعفری استاد معماری و شهرسازی یکی از دانشگاههای واقع در سعادت آباد ضمن این تعریف برای میدان ،می گوید اغلب فضاهایی که میدان نام گرفته اند نامشان فلکه است.

▪ فلکه

"بهروز جعفری" استاد رشته معماری و شهرسازی که ساکن شهرک غرب و کارمند وزارت مسکن و شهرسازی است تعریفی دیگر دارد.

او پیش از اظهار نظر درخصوص وضعیت این فضاها به تعریف و تفکیک میدان و فلکه می پردازد و با این توضیح که عملکردهای میادین توسط جداره های آن مشخص می شود می گوید:"به عنوان نمونه ،جداره های میدان فرحزاد عملکرد اقتصادی و اجتماعی دارد و مردم می توانند نیازها و مایحتاج روزانه خود را از آن محل تهیه کنند بدون اینکه شاهد تلاقی ۲ خیابان و گره ترافیکی باشیم اما در فلکه ها مانند فلکه بوستان ما شاهد گره ترافیکی هستیم و هیچ گره اجتماعی ،اقتصادی یا سیاسی و مردمی در آن وجود ندارد."

"جعفری" با این توضیح که فلکه برای کنترل ترافیک است ادامه می دهد:"وقتی ۲ گذر یا خیابان به هم می رسند یک گره ترافیکی ایجاد می شود و کارشناسان برای کنترل این گره ترافیکی در این محل یا چراغ های زماندار نصب می کنند تا اتومبیل ها پس از توقف کامل به نوبت ادامه مسیر دهند یا اینکه با ایجاد فلکه،بدون توقف و ایست کامل،گره ترافیکی کنترل می شود، مانند فلکه بوستان و کاج که اغلب به اشتباه آنها را میدان می شناسیم."

این استاد معماری و شهرسازی که حتی برخی از فلکه ها را هم فلکه مناسبی نمی داند در خصوص این نظر هم توضیح می دهد:" محلی که میدان صنعت نام گرفته نه تنها هیچ یک از مشخصه های میدان را ندارد بلکه اگر بخواهیم آنرا فلکه هم نامگذاری کنیم باز هم اشتباه کرده ایم چون این محل حتی ویژگی های یک فلکه مناسب را هم ندارد ،فلکه برای کنترل ترافیک بدون توقف است اما در این محل مانند تقاطع عمل شده و کنترل ترافیک آن مانند چهار راه ،با چراغ زماندار و توقف کامل خودروها انجام می شود."

ـ فلکه های بی هویت

نگاهی به نام و نماد همین میادین و در واقع همین فلکه ها بیاندازیم. حتما تایید می کنید که اغلب این فضاها بیانگر هیچ هویتی نیستند ،نماد مناسبی ندارند و گاها نامشان هم متناسب با محیطشان نیست. به عنوان نمونه وقتی فردی برای اولین باربا نام میدان صنعت روبرو می شود گمان می کند که اطراف این میدان مراکز صنعتی قرار دارد یا چیزی شبیه این ،اما وقتی این محل را از نزدیک نظاره می کند با فضای متفاوتی روبرو می شود ،جداره ای مسکونی و ایستگاههای تاکسی و اتوبوس. اگر هم چشمانش در جستجوی هویتی در میدان بگردد تا حداقل تاریخچه ای یا دلیلی از این نامگذاری را بیابد جز تکه سنگی و پایه مربع شکل فلزی نمی بیند. فلکه فرهنگ هم همینطور، چه نمادی دارد که بیانگر فرهنگ باشد؟ یا فلکه قیصر امین پورکه فقط اسم این شاعر برجسته را یدک می کشد و اگر کسی او را نشناسد نام این میدان برایش بی مفهوم است.حتی تنها میدان واقعی منطقه هم بی هویت است و در نماد آن هیچ نشانی از تاریخ ۹۰۰ ساله فرحزاد وجود ندارد.

اگرچه میدانها و فلکه ها بی هویت رها شده اند و توجه جدی هم به این مسئله نشده و اغلب هم با این شرایط خوگرفته ایم اما "بهروز جعفری" که معتقد است اضافه نمودن عنصر هویت به فلکه ها و میادین ضروری است می گوید:" شخصیت ۲ جنبه دارد،یکی مادی یکی ماهوی ،مادی براساس نمادهایی است که در میادین نصب می شود و ماهوی به خاطر فعالیت های اطراف آن ،مانند (فلکه شهرداری سابق) که اگرچه به نام قیصر امین پورتغییر نام یافته اما به خاطر هویت ماهوی آن که وجود شهرداری در نزدیکی آن است از سالها پیش میدان شهرداری نام گرفته و این هویت ماهوی تا سالهای متمادی نام قدیمی آنرا حفظ خواهد کرد".

وی با این توضیح که لزوما نباید نام فلکه ها و میادین متناسب با فیزیک و محیط آن محل باشد و می تواند با نام یک شخص شخصیت گیرد خاطرنشان می کند که جداره های میادین و فلکه ها بایستی جداره های متناسب با سیمای شهری باشد زیرا فضاهای هنجار،انسانهای هنجار را پرورش می دهد و زیبایی یکی از مشخصه های فضاهای هنجار است.

+ نوشته شده توسط saba در شنبه پانزدهم بهمن 1390 و ساعت 13:28 |


Powered By
BLOGFA.COM


///////تنهایی بدون تردید... دچارتردیدم!!! تردیدی برای ماندنت یارفتنت... تردیدی برای بودنت یانبودنت... تردیدی برای خواستنت یانخواستنت... ولی تو... تو...!!! شایسته ترازآنی که اسیرتردیدهای بی پایان من شوی! رهایم کن،من باتنهایی هایم خو گرفته ام! تاابد...!!! تنهایی بهترین مونس من است که برای ماندنش،بودنش وخواستنش تردیدی ندارم//////// گاهی! گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی… گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی … … گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات… گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که… گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای -گوشه ترین گوشه ای…! که می شناسی بنشینی و” فقط” نگاه کنی… … گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود… گاهی دلگیری…شاید از خودت …شاید./////// دروغ نگفتم اگه بگم وقتی یک روز صدات رو نمی شنوم دلم تا لب ایوان پر می کشد.. دروغ نگفتم اگه بگم وقتی روز آخر آخرین دیدارم با تو می گذشت بدجوری دلم برات تنگ می شد.. دروغ نگفتم اگه بگم وقتی فکر دوری تو توی ذهنم بال و پر می گرفت آسمون دلم زیر رگبار بارون نا امیدی و تنهایی بی قرار و بی تاب می شد.. دروغ نگفتم اگه بگم لحظه به لحظه از بودن با تو افتخار میکردم.. دروغ نگفتم حتی اگه بگم از خنده های تو خنده ام می گرفت وازگریه تو گریه ام می گرفت.. من می دونم تو هم می دونی که هیچ کدوم رو دروغ نگفتم باور کن خیلی دوست داشتم و دارم ..باز هم بهت دروغ نگفتم.. در بیکران زندگی دو چیز افسونم می کند : آبی آسمانی که می بینم و می دانم که نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم که هست(دکتر شریعتی) درموقع آسایش خدارابشناس تادرموقع سختی تورابشناسد(رسول اکرم ص) ترجیح میدم روی موتورسیکلتم باشم و به خدا فکر کنم، تا اینکه تو کلیسا باشم و به موتورسیکلتم فکر کنم: مارلون براندو هر اتفاقی، بزرگ یا کوچک، وسیله ایست که از طریق آن خداوند با ما سخن می گوید و هنر زندگی دریافتن این پیام هاست(Malcolm Muggeridge) بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست (Garth Brooks) خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم Joseph Roux خداوند هرکدام از ما را آنچنان دوست دارد که انگار فقط یکی از ما وجود دارد ( St.Augustine) ترجیح میدهم که با خدا در تاریکی قدم بزنم تا اینکه تنها در روشنایی راه بروم( Mary Gardiner Brainard) پروردگارا من پناه می برم به تو از اینکه چیزی را که نمی دانم از تو تقاضا کنم (هود 41) اگر خدائی نباشد باید او را اختراع کرد ، اما تمامی طبیعت فریاد بر می آورد که خدا هست(ولتر) زندگی هدیه خداوند به شماست و شیوه زندگی شما هدیه شما به خداوند (لئو بوسکالیا) من تنها قلمی هستم در دست پروردگار مهربان که نامه محبت آمیزی به جهانیان می نویسد (مادر تریزا) هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش (نورمن وینسنت پیل) توکل تو همین بس که یاوری از برای خویش جز خدا نبینی (بایزید بسطامی) تنها موسیقی مرا به شناسائی خداوند راهنمائی کرد) دوموسویه( قدرت شکست ناپذیر خدا، هر مانعی را از سر راه برمی دارد (اسکاول شین) خداوند بین انسان و قلبش حایل است (انفال24) خدا را نشناختند آنچنان که شایسته شناخت اوست(زمر 67) انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن به همنوعان خود خدای گونه نیستند( سیسرو) زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است. زندگی همچون رودی بزرگ که به دریا می رود، دامان خدا را می جوید . خداوندا، نمى توانیم از تو چیزى بخواهیم که تو نیازهاى ما را مى دانى، پیش از اینکه در ما پدیدار شود (جبران) خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود . کاترین پندر کسی که خدا را می شناسد ، توصیف نمیکند . کسی که خدا را توصیف می کند ، او را نمی شناسد(پائولوکوئلیو) هشدار! هشدار! به خدا سوگند ، خداوند چنان پرده پوشی کرده که می پنداری تورا بخشیده است!(امام علی) آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است ) بزرگمهر بختگان( تولد هر کودک، نشان آن است که :خدا هنوز از انسان ناامید نشده است) رابنیندرانات تاگور///// هــــمـــــه میگنــــــ ـ ـ ـ قویـــــــ ـ ـ ـ باشــــــــــــــ ـ ـ ـ امــــــــــــــــــــــــــــــــا خیلـــــــــــــــ ـ ـ ـ ســـــــخــــــــــــتــــــــــــــــــــــه کاشــــــــــــ ـ ـ ـ باطنمـــــــــــــــــ ـ ـ ـ رو میفهمیدنـــــــــــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ کـــــــــــ ـ ـ ـ چقدر بدونــــــــــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ تــــــــــو دنـــــیــــــــــــــــــــــــــــــــا بــــــــــرام کوچــــــیــــکــــــــــــــــــــــــــــه/// خـدای مـن مـرا در آغـوش امـن خـود بگـیر و بـا مـن حـرف بـزن مــرا سـرشـار از آرامـش خـود کـن مـرا در نـور خـود شـستـشـو بـده بیـهودگـی سـایه هـا ، نـارضـایتی هـا ، آرزوهـا ، آزردگـی هـا ، افکـار نابجـا و هـر آنـچه را تصـور میکـنم خــودم سـاخـته ام و مـرا از تـو جــدا کـرده اسـت بـه مـن نـشـان بـده مـن بـه آن محـتاجـم تـا خـود را آنـگـونه ببـینـم کـه تـو مـرا میـبینی تـا خـود را آنـطـور بشـناسـم کـه تـو بـرای همـیشـه مـرا آنگـونـه شـناخـته ای تـا خـود را آنجـا پیـدا کـنم کـه تـو آنـجـا باشـی و مـن در عشـق تـو، در آغـوش تـو، در خـانه ی امـن تـو و هـر زمـان کـنار تـو احسـاس امـنیـت کــنم ... ای مخاطب شکوه های پنهان.... تو اگر نباشی به که می توان گفت حرفهایی را که به هیچکس نمی توان گفت؟؟ ای پناه اشک های پنهان..... خوشا به حال آنان که اشک را نه بر گونه های خویش.....که بر دامان دست های تو می بارند!خوشا به حال آنان که در گریه های شبانه سر بر شانه تو دارند.....ما را آغوش اجابتی این چنین عنایت فرما! خداوندا....... دلهای سنگ آسا را بشکن تا مگر در شکستگی ها نشانی از تو بیابند که تو خود فرموده ای:انا عند القلوب المنکسره!! نابغه هایی که کودن شمرده می شدند!!! ۱- آلبرت انیشتن: در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت انیشتن او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!! ۲- توماس ادیسون: که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد و پنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!! ۳- بتهون: معلم او می گفت در طول زندگیش “اوچیزی یاد نخواهد گرفت” ۴- پیکاسو: یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!! ۵- هیلتون: که مالک بیش از ۳۰۰ هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالنها و هتل ها را طی بکشد!! ۶- جیمز وات: که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!! ۷- امیل زولا: نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت! ۸- ناپلئون بنا پارت: مدرسه خود را با رتبه ۴۲ به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!! ۹- لویی پاستور: در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین ۲۲ نفر رتبه ۲۲ را کسب کرد!///////// دفتر عشـــق كه بسته شـد ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو ازاون كه عاشقــــت بود بشنواين التماسرو ــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــ ـــــــ